?>
فروشگاه اینترنتی برنا      قرص گلوریا      فروش ویپ      آنرین انجین      خرید ماینر      -      دکتر دیلی      خرید تتر      بازی آنلاین رایگان      نصاب پرده      +      بازی آنلاین      سایت بازی      neuralink      دکتر زنان مشهد      .      شرکت سورنا      خرید لایسنس نود 32      آموزش آنلاین      عبا      مزون      کسب درآمد      رپورتاژ آگهی      نظارت بر ساخت      فروش آنتی ویروس      خرید بازدید سایت      سیگنال فارکس      لایسنس رایگان نود 32      یوزر پسورد نود 32      سئو سایت      لایسنس نود32      آپدیت نود 32      بهترین بک لینک     
همسرداري

همسرداري
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 349
دیروز : 109
افراد آنلاین : 3
همه : 49943
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
چت باکس

رفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادب يكي از چالش هاي اصلي والدين مي باشد. به عنوان بزرگسال، انتظار داريم كه فرزندانمان به ما احترام بگذارند علاوه بر اين جامعه نيز از كودكان انتظار دارد كه محترمانه رفتار كنند.
به عبارت ديگر بسياري از حرف هاي ما از اين باور قديمي ناشي مي‌شود كه نوجوانان بايد مطيع، ساكت باشند و همانطور كه والدينشان مي‌گويند عمل كنند. با اين حال، هركسي كه بيش از يك ساعت در اطراف نوجوان باشد مي‌داند كه اغلب اينطور نيست. بنابراين سوال اصلي اين است كه:
چگونه مي‌توانيم انتظاراتمان از احترام با نياز فرزندمان به استقلال تطبيق دهيم؟
رفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادبچرا نوجوان پرخاشگري مي كند؟دلايل متعددي وجود دارد كه ممكن است نوجوان بي احترامي كند.
در ابتدا ممكن است متوجه نشود كه اين رفتار بي احترامي است. به عنوان مثال، زير سوال بردن تصميم والدين ممكن است بزرگسال را ناراحت كند اما براي كودك، ممكن است به سادگي راهي براي برآورده كردن نيازهاي او باشد.
دليل ديگر مي تواند اين باشد كه كودك در لحظه عمل مي كند بنابراين بر روي دستيابي به آنچه مي خواهد تمركز كرده و به اين واقعيت توجه نمي كند كه رفتار او در واقع نتيجه معكوس دارد و مشكل بزرگ تري را ايجاد مي كند.
برخي ديگر از بچه‌ها در مديريت استرس و احساساتي كه در مواجهه با محدوديت «نه» ايجاد مي شود، مشكل دارند و نمي‌توانند آن را مديريت كنند. نوجواني و هورمون‌ها هم خود وضعيت را دشوار تر مي كنند و باعث مي شوند كه احساسات و تحريك‌پذيري به سرعت تشديد شوند.
موارد زير در ايجاد و تشديد پرخاشگري نوجوان نقش زيادي دارند:
رفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادب- عزت نفس پايينقرباني قلدري يا فشار مداوم و ناسالم همسالان
تعارض درون خانوادهرويداد آسيب زامرگ يكي از عزيزانمسائل مربوط به فرزندخواندگيسوء مصرف موادطلاقتجاوزغم و اندوهرفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادبرفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادب۱٫ تصميم بگيريد كه كدام رفتارها بايد مورد توجه قرار گيرند.اكثر نوجوانان حداقل چند بار در زندگي رفتارهاي پرخاشگرانه را نشان داده اند. ولي برخي از رفتارها را مي توان جدي نگرفت و رها كرد.
به جاي چيزهاي كوچك بر روي مسائل بزرگ‌تر بي‌احترامي تمركز كنيد (مانند فرياد زدن، فحش دادن، به هم كوبيدن درها، فرياد زدن «از شما متنفرم») به عنوان والد اين شما هستيد كه بايد انتخاب كنيد چه رفتارهايي مهم تر هستند و روي آن ها كار كنيد.
سعي نكنيد تمام رفتارهاي فرزند خود را تغيير دهيد زيرا اين كار باعث استرس و مقاومت شديد فرزندتان مي شود.


۲٫ مسئوليت بي احترامي به فرزندتان را به عهده نگيريد.يكي از دلايلي كه  نوجوان پرخاشگر و بي ادب ما را اذيت مي كند اين است كه اغلب احساس مي كنيم اين بازتابي از عدم تربيت ماست.
در اكثر مواقع فرزندان فكر مي كنند كه اگر فرزندم اينگونه رفتار كند، ديگران فكر مي كنند من چه نوع پدر و مادري هستم؟ با دقت به ياد داشته باشيد كه رفتار فرزندتان بازتابي از اوست نه شما.
رفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادبژانويه 24, 2023۱۵ رفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادب۴٫ براي فرزندتان تعريف كنيد كه بي احترامي چيست.با كودك خود در مورد اينكه كدام رفتار محترمانه است و كدام رفتار غير قابل احترام صحبت كنيد. ما اغلب از فرزندانمان انتظار داريم كه همه چيز را بداند بدون اينكه به او بگوييم.
در واقع بايد به آن ها بگوييد «وقتي سر من فرياد مي زنيد، اين بي احترامي است.» تصور نكنيد كه فقط به اين دليل كه فرزند شما به سنين نوجواني رسيده است همه چيز را درك مي كند و ديگر نيازي نيست به او بگوييد.

منبع:مركز مشاوره و روانشناسي مشاورانه-۱۵ رفتار با نوجوان پرخاشگر و بي ادب


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ فروردين ۱۴۰۲ ] [ ۰۶:۳۶:۲۷ ] [ دكتر غلامي ]

علت دعوا در رابطه عاشقانه چيست؟ دعوا‌هاي بلند مدت نشانه خوبي در روابط نيست،  همه زوج ها اختلاف نظر دارند. مهم ترين چيز اين است كه چگونه در هنگام دعوا در رابطه عاشقانه باهم كنار مياييد، اگر نتوانيد با هم كنار بياييد مشكلات تكراري را هميشه تجربه خواهيد كرد.
هيچ رابطه اي كامل نيست زن و شوهرها هميشه در مورد همه چيز بحث مي كنند. با اين حال، تا زماني كه شما صراحت، صداقت داشته باشيد و كنترل خود را از دست ندهيد جاي نگراني نيست.
چقدر دعوا در رابطه عاشقانه زياد است؟بنابراين، چقدر دعوا با شريك زندگي شما طبيعي است و چه زماني بيش از حد است؟ آيا درگيري هاي شما به يادگيري و رشد شما به عنوان يك زوج كمك مي كند؟ يا نشانه طلاق شما مي باشد؟
مطالعه اي  در سال ۲۰۰۰ نشان داد كه بحث و دعوا كه با خشم و تحقير مي تواند نشانه اوليه طلاق در آينده باشد. نشانه هاي زير را در دعوا جدي بگيريد و در صورت مشاهده حتما به مشاور مراجعه كنيد:
۱٫با يكديگر مبارزه مي كنيد.اين نوع دعوا  بحث هيچ فايده اي ندارد زيرا باعث ايجاد تغييرات نمي شود. اگر بر سر همه چيز دعوا مي كنيد، مي خواهيد به يكديگر آسيب برسانيد يا كنترل اوضاع را به دست آوريد به كمك مشاور احتياج داريد.
۲٫عدم تعهد | علت دعوا در رابطه عاشقانه دعواي زياد مي تواند به اين معني باشد كه هيچ يك از شما به رابطه خود متعهد نيستيد يا كاري براي بهبود آن انجام نمي دهيد. حتي ممكن است نشانه اين باشد كه يكي از شما از قبل تصميم خود را براي جدايي گرفته است.
۳٫سرزنشبدترين دعوا زماني رخ مي دهد كه موضوع اصلي دعوا اين باشد كه “مقصر كيست؟”. اگر بحث اصلي دعواي شما اين باشد در طول دعوا، نمي توانيد مشكلات را حل كنيد يا الگوهايي را تغيير دهيد كه در رابطه شما كارساز نيستند.
۴٫احساس تهي بودناگر به طور مداوم احساس خستگي عاطفي، ذهني و فيزيكي مي كنيد، ممكن است نشان دهنده اين باشد كه رابطه شما سمي شده است.
اگر تقريباً هر تعاملي با شريك زندگي‌تان باعث مي‌شود كه احساس ناامني و تحليل كنيد و نمي توانيد ارتباط سالمي با يكديگر برقرار كنيد احتمالا به پايان رابطه خود نزديك شده و درگير افسردگي و اضطراب مي شويد.
روابط سمي ممكن است پيامدهاي منفي طولاني مدت بر سلامت جسمي و عاطفي ما داشته باشد. بنابراين، تشخيص اينكه آيا ازدواج شما در حال سمي شدن است يا خير بسيار مهم است.
۵٫ انتقاد و قضاوت مستمر | علت دعوا در رابطه عاشقانه 
قضاوت و انتقاد باعث ايجاد حالت تدافعي و توهين از سوي گيرنده پيام شده و علت دعوا در رابطه عاشقانه مي باشد. چنين زباني نشان دهنده بي احترامي به احساسات و نيازهاي شريكمان است و معمولاً واكنش منفي طرف مقابل را برمي انگيزد.
دعوا در رابطه عاشقانهآيا دعوا نكردن در يك رابطه سالم است؟اگر شما و شريك زندگيتان هرگز وارد دعوا و بحث نشويد، به اين معني است كه يكي از شما جلوي خود را گرفته است. غيرممكن است كه دو نفر هميشه در كنار يكديگر باشند و مطلقاً در همه چيز توافق داشته باشند.
اگر تضاد صفر وجود داشته باشد، نشان مي دهد كه يكي از شما (يا هر دوي شما) حقيقت خود را بيان نمي كنيد، كه در دراز مدت مي تواند بسيار مشكل ساز باشد.
اگر رابطه به نوعي تازه است، نگران عدم دعواي خود نباشيد. به طور طبيعي در طول زمان اتفاق مي افتد و بسيار طبيعي است كه شروع يك رابطه بسيار آرام باشد.
تاثير مشكلات خانوادگي بر فرزندانژانويه 12, 2023تاثير مشكلات خانوادگي بر فرزندان و روابط خانوادگي ناسالمچگونه زوج ها در يك رابطه سالم با هم دعوا مي كننداگر هر روز با شريك زندگي خود دعوا مي كنيد، اگر نمي توانيد با يكديگر ارتباط برقرار كنيد يا حرف يكديگر را متوجه نمي شويد از راه هاي زير كمك بگيريد:
۱٫ گوش كنيدسعي كنيد با توجه كامل و منطقي گوش كنيد. به مسائل همسرتان گوش دهيد و سعي كنيد در حالت تدافعي قرار نگيريد.


در عوض، زماني كه گيج هستيد، سؤال بپرسيد تا مطمئن شويد كه هر دو يكديگر را درك مي كنيد. گوش دادن موثر به حرف هاي ديگران مي تواند در لحظه دعوا دشوار باشد، اما براي شكوفا شدن يك رابطه نيز ضروري است.
۲٫مسائل اصلي را شناسايي و به آن ها رسيدگي كنيدگاهي اوقات وقتي گرفتار مشاجره يا دعوا مي شويم، به جاي شناسايي موضوع واقعي، در چرخه بحث هاي سطحي گير مي كنيم و همين علت دعوا در رابطه عاشقانه مي شود. بهترين راه براي شناسايي ريشه تعارض اين است كه نيازهاي خود را بفهميد و ياد بگيريد كه به چه چيزي باز مي گرديد.
همه ما نيازهاي اساسي در روابط داريم اما نيازهاي همه يكسان نيست. هنگامي كه آن نياز ارضا نمي شوند، عدم رضايت مي تواند به طور پنهاني در هر بحثي وارد شود.
۳٫ به جاي «تو» از «من» استفاده كنيدمفيد است كه در اينجا به جاي سرزنش فوري شريك زندگي خود، روي خود تمركز كنيد. اين كار شريك شما را از حالت تدافعي خارج كنيد و گفتگو را به روشي معنادارتر و مبتني بر راه حل قرار مي دهد.
همچنين شما را مجبور مي كند كه مسئوليت احساسات خود را بپذيريد و در عين حال نسبت به خود و شريك زندگي خود قاطعانه و دلسوز باشيد.

منبع:مركز مشاوره و روانشناسي مشاورانه-علت دعوا در رابطه عاشقانه | چقدر دعوا در يك رابطه زياد است


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ فروردين ۱۴۰۲ ] [ ۰۶:۲۸:۵۵ ] [ دكتر غلامي ]

درمان استرس در ميانسالي، بسياري از مردم در دهه ۴۰ و ۵۰ زندگي خود بحران ميانسالي را به دلايل استرس و اضطراب را تجربه مي كنند، اما اين اضطراب ها هميشه منجر به رفتار كليشه اي مانند فرار از مسئوليت و رفتارهاي پرخطر نمي شود.
بحران ميانسالي چيست؟اصطلاح «بحران ميانسالي» توسط اليوت ژاك، روانكاو كانادايي در سال ۱۹۶۵ ابداع شد. از آن زمان، روزنامه‌نگاران، محققان و رسانه‌هاي اجتماعي آن را رواج دادند.
تحقيقات در مورد چالش هاي ميانسالي در گذشته بر روي زيرمجموعه كوچكي از جمعيت (مردان سفيدپوست تحصيل كرده دانشگاهي) انجام شده است.
اما خوشبختانه تحقيقات اخير شروع به تمركز بر روي عوامل استرس زايي مي كند كه زنان،رنگين پوستان و افراد كم درآمد در سال هاي مياني زندگي با آن مواجه مي شوند.
نتيجه تحقيقات نشان مي دهد كه انتقال‌هاي عظيمي براي بسياري از افراد ۴۰ و ۵۰ ساله اتفاق مي‌افتد كه تأثير عميقي بر زندگي و انتخاب‌هاي زندگي آن ها مي‌گذارد.
به عبارت ديگر بحران در دوران ميانسالي را به عنوان مشكلات سلامت رواني يا جسمي ناشي از عوامل استرس زا در دوران ميانسالي در نظر گرفت.
علت استرس در ميانسالي چيست؟افراد در طول ميانسالي بر اساس ژن، تجربيات، وضعيت اجتماعي-اقتصادي، نژاد و جنسيت خود با استرس هاي مختلفي مواجه مي شوند.
نانسي وودز، رئيس دانشكده پرستاري UW، يك مطالعه در سياتل را در مورد چالش‌هايي كه زنان در ميانسالي با آن مواجه مي‌شوند انجام داد و دريافت كه اكثر زنان استرس را به دليل انتقال‌هاي بيولوژيكي، رواني و اجتماعي تجربه مي‌كنند.
مطالعه وودز نشان داد كه مشكل بسياري از زنان در ميانسالي ايجاد تعادل بين چالش‌هاي زندگي با امور مالي، سلامت، روابط، شغل و غيره بوده و در عين حال تغييرات بيولوژيكي و گذار يائسگي را نيز پشت سر مي‌گذارند.
عوامل استرس زاي بيولوژيكي و هورمونيتغييرات بيولوژيكي عمده و اساسي در ميانسالي زماني كه افراد در دوران پيش از يائسگي قرار مي گيريد رخ مي دهد. 
هر زن يائسگي را كمي متفاوت تجربه مي كند، اما همه آن ها تغييراتي را در بهزيستي عاطفي و سلامت جسماني مشاهده مي كنند كه در زندگي روزمره آن ها منعكس مي شود.
در دوران يائسگي، هورمون هاي استروژن، پروژسترون و تستوسترون در نوسان هستند.
براي بسياري از افراد، اين مي تواند منجر به علائم مختلفي مانند گرگرفتگي، نوسانات خلقي، افسردگي، انگيزه پايين، انرژي كم، خشكي واژن، ناراحتي فيزيكي و اختلال در خواب شود. (با اين حال، برخي افراد خوش شانس، علائم كمي خواهند داشت يا هيچ علائمي را تجربه نمي كنند.)
ساير نگراني‌هاي سلامت نيز در دهه‌هاي ۴۰ و ۵۰ زندگي بروز مي‌كنند، مواردي مانند سرطان سينه و تخمدان، ظهور ديابت نوع ۲، فشار خون بالا و ساير بيماري‌ها به نوبه خود مي تواند بر سلامت روان شما تأثير بگذارد.
تغيير در سلامتي ما مي‌تواند بر خلق و خو، اضطراب و بهزيستي تأثير بگذارد.
تاثير استرس بر بدنتاثير استرس بر بدن | ۱۳ آسيب استرس و فكر زياداسترس هاي رواني و اجتماعي عوامل استرس‌زاي اجتماعي متفاوت هستند، اما مي‌تواند شامل مراقبت از كودكان، مراقبت از والدين سالخورده، مرگ عزيزان، مشكلات روابط يا زناشويي، طلاق، تغيير شغل و زير سوال بردن هويت باشد. مشكلات مالي و كمبود منابع ضروري مانند حمايت ديگران نيز مي تواند اين عوامل استرس زا را تشديد كند.


نشانه هاي تجربه بحران ميانسالي هستيداسترس در طول زندگي رخ مي دهد، اما افزايش عوامل استرس زا در دهه ۴۰ و ۵۰ سالگي مي تواند به دشوار باشد.
ميانسالي به‌ويژه براي زنان مانند يك طوفان كامل است. نشانه‌هاي بحران‌هاي ميانسالي مي‌تواند متفاوت اما برخي از شاخص‌ها عبارتند از احساس افسردگي يا اضطراب، انگيزه پايين، مشكل در خوابيدن، سؤالات هويت يا هدف، احساس غرق شدن يا نارضايتي.
بحران ميانسالي
راههاي مقابله با بحران ميانساليبهترين راه براي مقابله با استرس ميانسالي بستگي به اين دارد كه چه چيزي باعث آن شده است، بنابراين گام اول شناسايي عامل اضطراب مي باشد.
مراقبت از خود، يك برنامه ورزشي، استفاده از دارو، مراجعه به مشاوره، صحبت با عزيزان و موارد ديگر همه واقعاً بايد در زندگي زنان وجود داشته باشد تا بتوانند اين بحران را به سلامت پشت سر بگذارند.
اگر نگران استرس يا بحران ميانسالي هستيد، به مشاورمراجعه كنيد. آن ها مي توانند سلامت روان شما را ارزيابي و سطح هورمون هاي شما را بررسي كنند و به شما در يائسگي كمك كنند، به ياد داشته باشيد كه كمك گرفتن از متخصص هميشه بهترين راه مي باشد.

منبع:مركز مشاوره و روانشناسي مشاورانه-درمان تضميني استرس در ميانسالي


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ فروردين ۱۴۰۲ ] [ ۰۶:۲۲:۱۲ ] [ دكتر غلامي ]

نكاتي براي والدين فرزندان بيش فعال و اختلال كم كه سبب بهبود زندگي آن ها مي شود.
آيا فرزند شما اختلال كم توجهي و بيش فعالي دارد؟ در اين مقاله ياد مي گيريد كه براي مديريت رفتار آن ها و مقابله با چالش هاي رايج اختلال كم توجهي و بيش فعالي چه كار هايي مي توانيد انجام دهيد.
كمك به والدين فرزندان بيش فعالكمك به والدين فرزندان بيش فعال
زندگي با يك كودك يا نوجوان مبتلا به اختلال بيش فعالي و كمبود توجه (ADD) مي تواند خسته كننده و حتي طاقت فرسا باشد.
اما به عنوان والدين مي‌توانيد به فرزندتان كمك كنيد تا بر چالش‌هاي روزانه غلبه كند، انرژي خود را به عرصه‌هاي مثبت هدايت كند و آرامش بيشتري را به خانواده‌تان بياوريد و هر چه زودتر و مداوم‌تر به مشكلات فرزندتان بپردازيد، شانس بيشتري براي موفقيت در زندگي خواهد داشت.
كودكان مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي عموماً داراي نقص هايي در عملكرد اجرايي نيز هستند: توانايي فكر كردن، برنامه ريزي از قبل، سازماندهي، كنترل تكانه ها و تكميل وظايف.
اين بدان معناست كه شما در فرايندي كه فرزندتان به تدريج مهارت هاي اجرايي خود را به دست مي آورد، بايد مسئوليت اجرايي را بر عهده بگيريد و راهنمايي هاي بيشتري ارائه دهيد.
اگرچه علائم اختلال كم توجهي و بيش فعالي نمي تواند چيزي جز خشم در شما برانگيزد، اما مهم است كه به ياد داشته باشيد كودكي كه شما را ناديده مي گيرد، آزار مي دهد يا شما را خجالت مي‌دهد، عمداً اين كارها را انجام نمي دهد.
كودكان مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي، مي‌خواهند ساكت بنشينند، مي خواهند اتاق هاي خود را مرتب و منظم كنند، مي‌خواهند هر كاري كه والدينشان مي‌گويند انجام دهند، اما نمي‌دانند چگونه بايد اين كارها را انجام دهند.
اگر در نظر داشته باشيد كه بيش فعالي به همان اندازۀ شما كودكتان را هم نااميد مي‌كند، عكس‌العمل به روشهاي مثبت و حمايتي بسيار آسان تر خواهد بود.
با صبر، شفقت و حمايت فراوان، مي توانيد اختلال كم توجهي و بيش فعالي دوران كودكي را مديريت كنيد و در عين حال از يك خانه پايدار و شاد لذت ببريد.
خانواده و والدين فرزندان بيش فعالقبل از اينكه بتوانيد فرزند مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي را به طور موفقيت آميزي كنترل كنيد، درك تأثير علائم فرزندتان بر خانواده به عنوان يك كل ضروري است.
كودكان مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي رفتارهاي زيادي از خود نشان مي دهند كه مي تواند زندگي خانوادگي را مختل كند. آن ها اغلب دستورات والدين را نمي شنوند، بنابراين از آن ها اطاعت نمي كنند.
آن ها بي نظم هستند، به راحتي حواسشان پرت مي شود و ساير اعضاي خانواده را منتظر نگه مي دارند. يا كارهايي را شروع كرده و سپس فراموش مي‌كنند كه آن ها را به پايان برسانند، چه رسد به اينكه بعد از انجام جاي آن ها را تميز كنند.
كودكاني كه مشكلات تكانشگري دارند، اغلب مكالمات را قطع مي‌كنند، در زمان هاي نامناسب توجه مي‌خواهند، و قبل از اينكه فكر كنند صحبت مي‌كنند و چيزهاي عجيب يا شرم‌آور مي‌گويند. اغلب به سختي مي توان آن ها را به رختخواب برد و خواباند.
كودكان بيش فعال ممكن است خانه را بهم بريزند يا حتي خود را در معرض خطر فيزيكي قرار دهند.
كودكان مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعاليبه دليل اين رفتارها، خواهر و برادر كودكان مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي با چالشهايي روبرو هستند. نيازهاي آن ها اغلب كمتر از نيازهاي كودك مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي مورد توجه قرار مي گيرد.
ممكن است وقتي اشتباه مي كنند با شدت بيشتري مورد سرزنش قرار گيرند و موفقيت هايشان كمتر مورد تحسين قرار گيرد يا بديهي انگاشته شود.
آن ها ممكن است به عنوان دستيار والدين به حساب آيند و اگر خواهر يا برادر مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي تحت نظارت آن ها رفتار نادرست داشته باشد، سرزنش شوند.
در نتيجه، ممكن است عشق خود را به برادر يا خواهر مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي به حسادت و كينه ختم شود.
الزام نظارت بر كودك مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي مي تواند از نظر جسمي و ذهني خسته كننده باشد. ناتواني كودك شما در “گوش دادن” مي تواند منجر به نااميدي و آن نااميدي تبديل به خشم شود كه به دنبال آن باعث احساس گناه در مورد عصباني شدن از كودك مي شود.
رفتار فرزندتان مي تواند شما را مضطرب كند. اگر تفاوت اساسي بين شخصيت والدين فرزندان بيش فعال با كودكان مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي وجود داشته باشد، پذيرش رفتار آن ها بسيار دشوار مي شود.
هوش هيجانيچگونه هوش هيجاني خود را تقويت كنيم + بازي براي كودكانبراي مقابله با چالش هاي تربيت كودك مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي، بايد بتوانيد تركيبي از شفقت و ثبات را به دست آوريد.
زندگي در خانه اي كه هم عشق و هم ساختار را فراهم مي كند بهترين چيز براي كودك يا نوجواني است كه در حال يادگيري مديريت اختلال كم توجهي و بيش فعالي است.
توصيۀ ۱ به والدين فرزندان بيش فعال: مثبت و سالم بمانيدبه عنوان والدين، زمينه را براي سلامت عاطفي و جسمي فرزندتان فراهم كنيد. شما بر بسياري از عواملي كه مي تواند بر علائم اختلال فرزندتان تأثير مثبت بگذارد، كنترل داريد.
نگرش مثبت را حفظ كنيد. بهترين دارايي شما براي كمك به فرزندتان در مواجهه با چالش هاي اختلال كم توجهي و بيش فعالي، نگرش مثبت و عقل سليم شماست. وقتي آرام و متمركز هستيد، به احتمال زياد مي توانيد با فرزندتان ارتباط برقرار كرده و به او كمك كنيد آرام و متمركز باشد.
ملاحظۀ همه چيز را بكنيد. به ياد داشته باشيد كه رفتار فرزند شما با يك اختلال مرتبط است و بيشتر اوقات عمدي نيست. حس شوخ طبعي خود را حفظ كنيد. آنچه امروز شرم آور است ممكن است ده سال بعد يك داستان خانوادگي خنده دار باشد.
چيزهاي كوچك را ناديده بگيريد و اهل مسامحه باشيد. زماني كه فرزندتان دو تكليف ديگر را به اضافه تكاليف روزانه انجام داده باشد، يك تكليف انجام نشده، چيز مهمي نيست.
اگر والدين فرزندان بيش فعال كمال گرا باشيد، نه تنها دائماً ناراضي خواهيد بود، بلكه انتظارات غيرممكني را براي كودك مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي ايجاد خواهيد كرد.
به فرزند خود ايمان داشته باشيد.
در مورد هر چيزي كه در مورد فرزندتان مثبت، ارزشمند و منحصر به فرد است فكر كنيد يا حتي فهرستي مكتوب كنيد. به فرزندتان اعتماد كنيد كه مي تواند ياد بگيرد، تغيير كند، بالغ و موفق شود. هرروزه در حين مسواك زدن دندان ها يا درست كردن قهوه اين اعتماد را ايجاد كنيد.
۲-مراقبت از خودبه عنوان الگوي فرزندتان و مهمترين منبع قدرت، داشتن يك زندگي سالم حياتي است. اگر بيش از حد خسته شده ايد يا به كلي صبرتان تمام شده است، در خطر از دست دادن ساختار و حمايتي هستيد كه با دقت براي كودك مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي خود تنظيم كرده ايد.


به دنبال حمايت باشيد. يكي از مهم ترين نكاتي كه بايد در تربيت كودك مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي اين است كه مجبور نيستيد اين كار را به تنهايي انجام دهيد.
با پزشكان، درمانگران و معلمان فرزندتان صحبت كنيد. به يك گروه حمايتي سازمان يافته براي والدين كودكان مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي بپيونديد.
اين گروه ها انجمني براي مشاوره دادن و دريافت مشاوره ارائه مي دهند و مكاني امن براي تخليه احساسات و به اشتراك گذاشتن تجربيات فراهم مي كنند.
استراحت كنيد. دوستان و خانواده مي‌توانند در مورد پيشنهاد نگهداري از كودك فوق‌العاده باشند. ممكن است در مورد ترك كودك مبتلا به اختلال كم توجهي و بيش فعالي احساس گناه كنيد.
دفعه بعد، پيشنهاد آن ها را بپذيريد و صادقانه درباره بهترين نحوه رفتار با فرزندتان با آن ها صحبت كنيد.

منبع:مركز مشاوره و روانشناسي مشاورانه-حتما والدين فرزندان بيش فعال و اختلال كم توجهي بخوانند


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۴ فروردين ۱۴۰۲ ] [ ۰۶:۲۰:۰۸ ] [ دكتر غلامي ]

در اين مقاله به “استرس چيست” و مشاوره استرس مي پردازيم.
انسان از ابتداي تولد با رويدادهايي مواجه مي ‌شود كه برايش پيش‌بيني ناپذير و غير قابل كنترل است.
اين دو ويژگي دنياي اطراف مان يعني پيش بيني ناپذيري و كنترل ناپذيري، باعث شده كه هيچ كس در دنيا از استرس مصون نباشد.
استرس چيست؟استرس را شايد بتوان نوعي كوفتگي ذهني، احساس فشار و تهديد دانست كه باعث ناراحتي جسمي و روحي در فرد مي شود و معمولا در مقابل تغييرات رخ مي دهد.
اگرچه استرس در ضمير ناخودآگاه ما تداعي گر رويدادهاي منفي است اما خود استرس همواره منفي نبوده و در واقع وجود استرس براي بشر لازم است.
استرس گاهي مي تواند مثبت باشد؛ اين ويژگي يعني احساس استرس بوده كه در نياكان ما هنگام مبارزه و فرار از حيوانات درنده باعث پاسخ سريع تر و واكنش به موقع مي شد.
به عنوان مثال در دنياي امروز نيز هنگامي كه صداي بوق يك اتوموبيل را مي شنويم درصورتي كه سطح لازمي از استرس در ما وجود نداشته باشد شايد واكنشي با سرعت و شدت مناسب از خود نشان ندهيم.
استرس خوشايند!گاهي نيز يك رويداد در ابتدا باعث استرس و فشار رواني در ما مي شود ولي به تدريج به تجربه اي خوشايند تبديل مي گردد.
مثلا پريدن با چتر كه اولين بار تجربه اي پر استرس و سخت است در دفعات بعدي براي فرد هيجان انگيز و لذت بخش مي شود.
بنابراين مي توان گفت استرس به زندگي ما هيجان مي دهد، باعث مي شود زندگي ما از حالت سكون درآيد و در مواجه با خطرات نيز كمك كننده است.
استرس با جسم ما چه مي كند؟استرس بيش از اندازه يا طولاني مدت مي تواند به انواع مختلفي از بيماري هاي جسماني و رواني منجر شود.
بدن در مقابل استرس با ترشح هورمون كورتيزول واكنش نشان مي دهد، ترشح طولاني مدت و زياد از حد كورتيزول  براي سلامت ما عوارض جبران ناپذيري دارد.
واضح ترين عارضه آن، اختلالاتي در ريتم ضربان قلب، گرفتگي عروق قلبي ، فشار خون بالا و حتي سكته قلبي است.
وقتي تحت استرس قرار مي گيريم، رگ هايي كه به اندام هاي دروني مان خون مي رسانند تنگ تر مي شود؛ بنابراين خون بيشتري به عضلات تنه و دست و پا جريان مي يابد.
در نتيجه قلب ما سخت تر كار مي كند و اين باعث افزايش فشار خون و  در صورت تداوم اين فرايند، بيماري هاي قلبي مي شود.
استرس بر سيستم ايمني تاثير مي گذارد؟استرس باعث ضعف سيستم ايمني مي شود و نيز خطر ابتلا به بيماري هاي عفوني را نيز افزايش مي دهد.
از ديگر قسمت هاي آسيب پذير بدن در مقابل استرس مي توان به سيستم گوارشي اشاره كرد.
استرس مي تواند باعث شود اسيد معده شما افزايش يابد و احساس سوزش و درد داشته باشيد همچنين روند بيماري هايي مانند زخم معده و اثني عشر را تشديد مي كند.
همچنين  وقتي تحت فشار عصبي قرار مي گيريد، كبد قند خون اضافي توليد مي كند تا انرژي بدن را افزايش دهد.
اگر اين شرايط استمرار يابد، خطر ابتلا به بيماري ديابت نوع دو افزايش مي يابد.
تحقيقات جديد حاكي از تاثير استرس روي خطر ابتلا به سرطان، چاقي و اضافه وزن مي باشد.
استرس با روان ما چه مي كند؟وقتي دچار استرس مي شويم نه تنها از بدن مان بلكه از ذهن مان نيز هزينه مي كنيم.
به طور كلي استرس در آغاز و تشديد بسياري از بيماري هاي رواني نقش عمده دارد.
استرس هاي دوران كودكي ، استرس در مقابل حوادث وحشتناك و غيرعادي و همچنين استرس مداوم در برابر رويدادهاي كوچك تر، هر كدام به نحوي در اختلات خاصي تاثير گذار هستند.
استرس مي تواند باعث بي خوابي شبانه، فكر كردن به خودكشي و گرايش به مصرف سيگار، مواد مخدر و الكل شود.
وقتي مغز دچار استرس است، هنگامي كه بايد استراحت كند همچنان فعال است و اين باعث مي شود كه فرد نتواند خواب راحت و كافي داشته باشد.
همچنين استرس بر روي عملكرد مغز بخصوص حافظه تاثير منفي دارد.شايد واضح ترين تاثير استرس روي ذهن و مغز تان را هنگام مطالعه و ضعف تمركز در جريان استرس تجربه كرده باشيد.
علاوه بر تاثير هورمون هاي استرس روي اشتها، از نظر رواني پاسخي كه بسياري از افراد بعد از استرس به محيط مي دهند و آرامش روحي را برايشان در پي دارد، پرخوري مي باشد.
از جمله اختلالات رواني كه مي‌تواند پس از تجربه شديد استرس رخ دهد اختلال استرس پس از سانحه يا همان PTSD مي باشد.


كه معمولا پس از تجربه يك رويداد غيرعادي و پرتنش مثلا تجربه زلزله، سوء استفاده جنسي و… رخ مي دهد.
جالب است بدانيد كه يكي از اثرات استرس و فشار رواني، بخصوص استرس طولاني مدت، خشم، نا اميدي و افسردگي است.
روش تشخيص در مشاوره استرسرابطه تيپ شخصيتي و استرس چگونه است؟
آيا همه افراد در پاسخ به استرس واكنش يكساني دارند؟
حتما تاكنون متوجه تفاوت شخصيتي بين اقوام و دوستان حتي تفاوت خودتان با ديگران شده ايد؛ ممكن است بگوييد من حساس تر از خواهرم هستم يا پدرم آرام تر از مادرم است.
در مشاوره استرس روش ابتدايي شناسايي شخصيت افراد و دلايل استرس است.
همه ما از بدو تولد داراي شخصيت ذاتي و خاص خود هستيم؛ اين تفاوت به خصوص براي مادران قابل لمس است مثلا مي گويند فرزند كوچكم بسيار آرام است، شب ها زود مي خوابد، تربيت او نسبت به برادر بزرگ ترش برايم آسان تر است.

منبع:كانون مشاوران ايران-مشاوره استرس : استرس چيست و با ما چه مي كند؟


ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱ فروردين ۱۴۰۲ ] [ ۰۱:۰۹:۰۴ ] [ دكتر غلامي ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ]
.: Weblog Themes By limoblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب